بدون عنوان
سلام ماماني ! نميدونم چرا دارم واست مينويسم ! شايد دلم برات تنگ شده ! اين حرف احتمالا بايد ناراحتت كنه چون اينطوري فكر ميكني شخص تو نيست كه برام مهمه فقط يه ني ني واسم مهمه ! اما اشتباه ميكني عزيز دلم ، با اينكه وجود نداري اما حسي از درون من تو رو ميفهمه ! تويي كه اگه خدا خيلي دوستم داشته باشه نصيبم ميكنه ... الان هيچي نيستي ! البته هيچي كه نه ! اگه خدا علمشو به من داده بود كه حتما هستي نميگفتم هيچي ميگفتم يه ذره كه توي عالم زر هستش ! آره ماماني عالم زر ! عالمي كه قبل از اين دنيا توشيم ! اميدوارم از اونايي باشي كه تا خدا بهت ميگه برو تو آتيش معطلش نكني و سريع بدوي توي آتيش ... اونوقت ميبيني آتيش سرد شد و روسفيد شدي جلوي اهل بيت عليهم ا...
نویسنده :
بهار
22:09


